خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده پر خون شد به دل دیگر نمیدانم چه شدآب این سرچشمه را از سر نمیدانم چه شد
۲
گردش چشمی به یک پیمانه هوشم برد و رفتتا به دور افتاد آن ساغر نمیدانم چه شد
۳
گفتمش تا دیدمت عقل و دل و دین باختمگفت دیگر گفتمش دیگر نمیدانم چه شد
۴
در محبت محضر عاشق دل پرداغ اوستمن از آن داغم که آن محضر نمیدانم چه شد
صفحهٔ ۱ از ۳