خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمودسیم و زر هر جا که باشد در نظر دارد نمود
۲
بیگرفتاری دلت را از گشایش بهره نیستاین گره در زلف خوبان خوبتر دارد نمود
۳
چون دل روشن به زلف دلستانی نسپرممن که دانم شمع در شب بیشتر دارد نمود
۴
گریه وقت سحر را از تو در دم میخرندگوهر غلتان شبنم در سحر دارد نمود
صفحهٔ ۱ از ۳