خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقل چون مشغول خود شد شهر و زندان ساختندچون جنون از خود به تنگ آمد بیابان ساختند
۲
ناخدا تا شد از آن غافل که کارش با خداستگرد از دریا برآوردند و توفان ساختند
۳
آسمان پیچید بر خویش و اجل بر خنده زدهر کجا طاق و رواق و کاخ و ایوان ساختند
۴
کرد آتش سرکشی شیطان شد از آتش پدیدخاک چون افتاده شد از خاک انسان ساختند
صفحهٔ ۱ از ۳