خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۸
مادهتاریخها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون از خبر آمدن لشکر روممردم همه دامن از تعیش چیدند
۲
من مانده به حیرت که چنان حادثه رابا روز قیامتش همیسنجنیدند
۳
کز غیب سروشی به نکوفالی گفتکن جمع دل خود که ز هم پاشیدند
۴
ز اقبال صفی قوم به ادبار قرینگامی ننهاده پیش وا گردیدند
صفحهٔ ۱ از ۲