شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱

غزلیات پراکنده

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با آن گل خودرو که عیانش نتوان یافتداریم بهاری که خزانش نتوان یافت
۲
فریاد که افتاده سر و کار دلم رابا عربده‌جویی که زبانش نتوان یافت
۳
آن گنج که پیدا و نهان در طلب اوستپیداست که پیدا و نهانش نتوان یافت
۴
خضر از ره دوری طلب چشمه جان کردپنداشت که در گنج دهانش نتوان یافت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth