خلوتی با مجذوب تبریزی
مسمط
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حُسن را آیینهای در کار بودجوهر دل قابل دیدار بود
۲
روبرو کردند اندک تار بوداندک این جا در نظر بسیار بود
۳
عشق را صیقلگری آموختند
۴
آتشی تابنده شد روز الستحکم شد بر امتثال هر چه هست
صفحهٔ ۱ از ۸