خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی ز تابش حسن تو مهر و مه در تابمثال روی تو چشم فلک ندیده به خواب
۲
چه داغهاست ز خالت به قلبهای فگارچه سوزهاست ز عشقت به سینه های کباب
۳
به عهد حسن رخت بخت عاشقان بیداربه دور فتنه چشم تو چشم فتنه به خواب
۴
به کوی عشق دری میزنم به راه امیدفتوح بخش مرا یا مفتح الابواب
صفحهٔ ۱ از ۳