خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشترقت فی القلب نور العشق نارا کالسراجان نور العشق فی قلبی سراج فی الزجاج
۲
دلبرا نی کشور جانم به عشقت داده باجعشق سلطان است اگر هر ملک میگیرد خراج
۳
بنده سلطان عشقم کش گدای خاکراهپادشاهان را به خواری میکشد از تخت عاج
۴
عقل با عشق ای برادر مینیامیزد به همآب کی با آتش سوزنده یابد امتزاج
صفحهٔ ۱ از ۳