خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوحاز ساغر صبوح طلب روح را فتوح
۲
ان الرواح راح و ان الصباح لاحان النسیم هب و نشر الحمی یفوح
۳
ساقی صبوح کو که نشاند خمار شبیا صاحب الکرامة اصبحت للصبوح
۴
خواهم به یک پیاله تلافی ز آسماناذ نغمة الحیات قصاص من الجروح
صفحهٔ ۱ از ۳