خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک شرر باشد تجلّی شعلهی طور مراکردهاند از نخل ایمن دار منصور مرا
۲
بر فلک خورشید داغ در نمک خوابیده استپرده بردارد شکرخند تو چون شور مرا
۳
خال روی نور باشد ظلمتش چون مردمکبا خیال مهوشی شبهای دیجور مرا
۴
مرهم کافور گرمیهای این آهندلانسودهی الماس گردد زخم ناسور مرا
صفحهٔ ۱ از ۲