خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرابر لب گل خنده در گلشن نماید جا مرا
۲
گردش چشم غزالان است دور ساغرمدام عیش آماده است از دامن صحرا مرا
۳
بس که عالمگیر باشد بی وجودیهای منخویش را گم کرد تا پیدا کند عنقا مرا
۴
سرو بالایان ز بس دلجویی من کردهاندغنچه گردد گل اگر خاری رود در پا مرا
صفحهٔ ۱ از ۴