شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تشریف صبح داد چو صدق و صفا مراخورشید تکمه‌ای است ز جیب قبا مرا
۲
آب گهر ز سایه‌ی من موج می‌زندپیچد چو طوق غبغب او در صفا مرا
۳
سیری مرا ز خوان محبت نشد نصیبچون صبح صادق است به مِهر اشتها مرا
۴
دل را به برگرفته غم و سختی دلشاین شیشه بین میان دو سنگ آسیا مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth