شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان رادر خلوت آئینه کنم سیر خزان را
۲
چون کوه ز سنگین دلی آن مایه‌ی تمکیندر کُشتَنَم از تاب کمر بسته میان را
۳
حیرت نشود گر سُبُل دیده توان دیدبر آینه‌ی عارض او جوهر جان را
۴
گر رنجش بی جای تو را هیچ سبب نیستما هیچ نوشتیم میان را و دهان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth