خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست منظور نظر صهبای انگوری مرانشأه بهتر داد شفتالوی این نوری مرا
۲
مرگ میسازد گوارا داغ مهجوری مراآب غربت مینشاند آتش دوری مرا
۳
جنت از رضوان نمیخواهم به پاداش عملخوش نمیآید به چندین باب مزدوری مرا
۴
سختی احوال من زین نرم رویان شد زیادشد نمک بر داغ مرهمهای کافوری مرا
صفحهٔ ۱ از ۳