خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشاگشاد ابرو تر از گل غنچهی مشکلگشا بگشا
۲
زند موج لطافت جدول چاک گریبانتبیا طوفان کن ای گل پیرهن بند قبا بگشا
۳
مبادا بر دلی آئینهی حسنت گران آمدبرای خاطر من عقده از زلف دو تا بگشا
۴
شهیدان امیدم را به یک نظّاره احیا کنبخندان غنچهی دل نرگس از خواب حیا بگشا
صفحهٔ ۱ از ۳