خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنجر دیگری بزن صید به خون تپیده راور بکشی روا بود بندهٔ زر خریده را
۲
پادشه شکرلبان بندهٔ بینوای تواز ستمت کجا برد پیرهن دریده را
۳
بر سر کشتهٔ غمت گر تو شبی قدم نهیفرش رهت کنم بتا مردمک دو دیده را
۴
ای بت سیمتن دگر کاکل دلفریب توباز به دام میکشد مرغِ دلِ رمیده را
صفحهٔ ۱ از ۲