شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۵ - فی المرثیه امیر البرره

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آستین مرا است ز بحرین دیده هاصد دجله خون به ماتم سر خیل اولیا
۲
آب گهر چو سنگ شود منبع شرارگرد چو گرم اشک جهانسوز بحرها
۳
چون رشته های شمع زسوز جگر دهدسامان گریه هر سر مویم جدا جدا
۴
تابیده دل زطره ی مقتول دود آهاز بهر داغ سوختن جان فتیله ها
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth