خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۸ - در مدح پادشاه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مسند آرای فلک مهد کشد چون حملروز بالش کند افتد شب ناقص به خلل
۲
کم به تدریج شود گرد ظلام از رخ روزهمچو زنگار کز آیینه زداید صیقل
۳
رود از روز به تحلیل شب غالیه فامهمچو مشکی که به کافور کسی سازد حل
۴
روز را قدر چو خورشید شود او ج پذیرکار شب همچو مه کاسته گردد مختل
صفحهٔ ۱ از ۱۸