شعر را زندگی کن
خلوتی با عمادی شهریاری

شمارهٔ ۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدی چه زره بود که از تیغ در شکستکرده گلو خراش دم اندر جگر شکست
۲
تیر از خم کمان صدف سینه برگشادرمح از تف سنان ورق عمر در شکست
۳
گرز نبرد حمله به سوی سپهر بردچون دم مار طرف کلاه و کمر شکست
۴
بانگ دهل کلید سرای هلاک شدفریاد نای قفل در گوش کر شکست
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth