خلوتی با عمادی شهریاری
شمارهٔ ۱۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قد قامت القیامه کجا عشق داد باربل عشق صعبتر ز قیامت هزاربار
۲
اول قدم که عشق پیاده کند زودآخر نفس بود که شود بر فلک سوار
۳
کشتی کائنات در این بحر غرقه شدبیآن که اوفتاد یکی تخته بر کنار
۴
زآن نطفهای که شد ازل آبستن از ابدمقصود عشق بود نه این هفت و پنج و چار
صفحهٔ ۱ از ۱۲