خلوتی با عمادی شهریاری
شمارهٔ ۲۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز پای تا ننشینم به دست ناید یاربه پای خود به بلا میروم زهی سر و کار
۲
به دوستم گفتم کارم بساز گفت مبادکه چون منی کند از بهر چون تویی پیکار
۳
نهان چگونه کنم بار عشق آن لب لعلکه هست بر رخ زردم ز خون دل آثار
۴
مرا به توبه بشد نام و دوست میگویدکه عشق و توبه نشاید به هم یکی بگذار
صفحهٔ ۱ از ۷