خلوتی با عمادی شهریاری
شمارهٔ ۴۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از دست بردهای دانیچه کنم با تو دوستی جانی
۲
خون خود خوردم و نخواهم خورداز پی وصل تو پشیمانی
۳
این چنین کارها غم تو کندکه نه شرعی بود نه دیوانی
۴
هر کجا باد زلف تو بگذشتنگذرد نوبت مسلمانی
صفحهٔ ۱ از ۷