خلوتی با ناصر بجهای
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سپیدهدم چو شود تازه از صبا شیرازخوشا هوای مصلی و حبذا شیراز
۲
ز شوق بر رخ ما چشمهها روان گردددر آن نفس که در آید به یاد ما شیراز
۳
اگر چه از ره صورت جدا ز شیرازیمنمیشود ز خیالم دمی جدا شیراز
۴
ز شهرهای جهان شهر عشق شیراز استبه این دلیل بود برج اولیا شیراز
صفحهٔ ۱ از ۳