خلوتی با عبدالرحیم حائری
بخش ۱۱ - حکایت پادشاهی دل آگاه
مشرق الانوار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حکایت آن پادشاه دل آگاه که مقرر نمود هرکس وزارتش را اختیار نماید پس از یک سال معزول شود و یکدست او را بِبُرند و پرتاب کنند هرکس آن دست بریده را گیرد، امر وزارت او را بود.
۲
آن شنیدستم که در عهد قدیمپادشاهی بود، دانا و حکیم
۳
دادخواهی و عدالت گستریصاحب عقلی، رعیّت پروری
۴
بس مدبّر در نظام مُلک بودرأی او در ورطه غم فُلک بود
صفحهٔ ۱ از ۱۲