شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالرحیم حائری

بخش ۱۹ - شعر هفدهم

مجمع الاسرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا آنکه پریشانِ خیالِ تو شُدستمرفته است سرِ رشتۀ تدبیر زِ دستم
۲
آنسان ‌که وجود تو بُود ای بُتِ طَنّازازهستی ‌من هیچ نه پیداست که هستم
۳
برخواستم‌ ازهر چه وعمری ‌به ‌ارادتدرکوی وفاداریت ای دوست نشستم
۴
از هر چه ‌نه ‌از تُست، دل ودیده گرفتمبر هر که نه با تُست، درِعیش ببستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth