خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۸ - ای سبیل
مقطعات و اشعار متفرقه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازگشتی نزد فرمانده تو مقهور ای سبیلزان سبب از مسند لب میشوی دور ای سبیل
۲
با دلی پر خون فرو ریزم ترا از پشت لبکرده فرمانده مرا امروز مأمور ای سبیل
۳
من بر این سودا نیم راضی، ولی خود آگهینیست سرپیچی ز فرمان غیر مقدور ای سبیل
۴
تیغ بر رویت کشیدم دست من گو بشکندگرچه دست من در این کار است معذور ای سبیل
صفحهٔ ۱ از ۲