شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۴ - در مدح امام الشارع وحید الدین ابو المفاخر عثمان پسر کافی الدین عمر پسر عم و داماد خاقانی

ترجیعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن نه روی است آنکه آشوب جهان است آنچنانوآن نه زلف است آنکه دست آویز جان است آنچنان
۲
زلف او زنجیر گردون است و بیدادی کندگرچه او از بهر انصاف جهان است آنچنان
۳
راست خواهی با من از هستی نشانی مانده نیستدر غم آن لب که هست و بی‌نشان است آنچنان
۴
گر نه رازم آفتاب است از چه پیدا شد چنینورنه وصلش کیمیا شد چون نهان است آنچنان
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth