خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کرده در جهان غم عشقت سمر مراوی کرده دست عشق تو زیر و زبر مرا
۲
از پای تا به سر همه عشقت شدم چنانکدر زیر پای عشق تو گم گشت سر مرا
۳
گر بیتو خواب و خورد نباشد مرا رواستخود بیتو در چه خور بود خواب و خور مرا
۴
عمری کمان صبر همی داشتم به زهآخر به تیر غمزه فکندی سپر مرا
صفحهٔ ۱ از ۲