خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در مدح ضیاء الدین اکفی الکفاة مودودبن احمدالعصمی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر ای خاک خراسان داد یزدانت نجاتاز بلای غیرت خاک ره گرگانج و کات
۲
در فراق خدمت گرد همایون موکبیکاندر او نعل از هلالست اسب را میخ از نبات
۳
موکب صدر جهان پشت هدی روی ظفرخواجهٔ دنیی ضیاء دین حق اکفی الکفاة
۴
لاجرم بادت نسیمی یافت چون باد مسیحلاجرم آبت مزاجی یافت چون آب حیات
صفحهٔ ۱ از ۸