شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در مدح ملکان غور شهاب‌الدین و ناصرالدین حسن محمود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرصهٔ مملکت غور چه نامحدودستکه در آن عرصه چنان لشکر نامعدودست
۲
رونق ملک سلیمان پیمبر داردعرق سلطان چه عجب کز نسب داودست
۳
چشم بد دور که بس منتظم است آن دولتآری آن دولت را منتظمی معهودست
۴
ای برادر سخنی راست بخواهم گفتنراستی بهتر تا فاستقم اندر هودست
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth