شعر را زندگی کن
خلوتی با فردوسی

بخش ۲۰ - سخن تلخ رستم بر در سراپرده، پند آشتی پشوتن و پافشاری اسفندیار بر جنگ

داستان رستم و اسفندیار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو رستم بدر شد ز پرده‌سرایزمانی همی بود بر در به پای
۲
به کریاس گفت ای سرای امیدخنک روز کاندر تو بد جمشید
۳
همایون بدی گاه کاوس کیهمان روز کیخسرو نیک‌پی
۴
در فرهی بر تو اکنون ببستکه بر تخت تو ناسزایی نشست
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth