خلوتی با فردوسی
بخش ۴ - تندباد و پناه داراب در طاق ویران، خروش نهانی و شناختن رشنواد و خواندن گازر
پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان بد که روزی یکی تندبادبرآمد غمی گشت زان رشنواد
۲
یکی رعد و باران با برق و جوشزمین پر ز آب آسمان پرخروش
۳
به هر سو ز باران همی تاختندبه دشت اندرون خیمهها ساختند
۴
غمی بود زان کار داراب نیزز باران همی جست راه گریز
صفحهٔ ۱ از ۱۱