خلوتی با فردوسی
بخش ۱ - نشستن دارا بر تخت پس از سوگ داراب، خطابهٔ قهر و نامههای خنجرآسا، گشادن گنج و بنای نوشاد
پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دارا به دل سوک داراب داشتبه خورشید تاج مهی برفراشت
۲
یکی مرد بد تیز و برنا و تندشده با زبان و دلش تیغ کند
۳
چو بنشست برگاه گفت ای سرانسرافراز گردان و کنداوران
۴
سری را نخواهم که افتد به چاهنه از چاه خوانم سوی تخت و گاه
صفحهٔ ۱ از ۶