خلوتی با فردوسی
بخش ۳۶ - رفتن اسکندر سوی باختر، شکایت مردم از یأجوج و مأجوج و برآوردن سد آهنین
پادشاهی اسکندر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوی باختر شد چو خاور بدیدز گیتی همی رای رفتن گزید
۲
برهبر یکی شارستان دید پاککه نگذشت گویی بروباد و خاک
۳
چو آواز کوس آمد از پشت پیلپذیره شدندش بزرگان دو میل
۴
جهانجوی چون دید بنواختشانبه خورشید گردن برافراختشان
صفحهٔ ۱ از ۱۴