شعر را زندگی کن
خلوتی با فردوسی

بخش ۱۹ - گریز اردشیر از کرم و هفتواد، پناه دو جوان و کشتن مهرک نوشزاد جز دخترش

پادشاهی اشکانیان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پراندیشه بود آن شب از کرم شاهچو بنشست خورشید بر جایگاه
۲
سپه برگرفت از لب آبگیرسوی پارس آمد دمان اردشیر
۳
پس لشکر او بیامد سپاهز هر سو گرفتند بر شاه راه
۴
بکشتند هرکس که بد نامدارهمی تاختند از پس شهریار
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth