خلوتی با فردوسی
بخش ۳۴ - گمان شنگل در فر بهرام، برادر خواندن او و پیشنهاد سپهداری، و نهفتن نام به برزوی
پادشاهی بهرام گور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بهرام شنگل شد اندرگمانکه این فر و این برز و تیر و کمان
۲
نماند همی این فرستاده رانه هندی نه ترکی نه آزاده را
۳
اگر خویش شاهست گر مهترستبرادرش خوانم هم اندر خورست
۴
بخندید و بهرام را گفت شاهکه ای پرهنر با گهر پیشگاه
صفحهٔ ۱ از ۱۲