خلوتی با اوحدی مراغهای
بخش ۲۶ - حکایت
منطقالعشاق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گدایی گشت با شهزادهای جفتبدان جرمش چو میکشتند، میگفت
۲
به دست خود سزای خویش دیدمکه: پا پیش از گلیم خود کشیدم
۳
هر آن مفلس که باشد طالب گنجتحمل بایدش کردن بسی رنج
۴
سزای خویش باید یار جستنبه قدر قوت خود بار جستن
صفحهٔ ۱ از ۲