خلوتی با اوحدی مراغهای
بخش ۳۵ - نامهٔ پنجم از زبان عاشق به معشوق
منطقالعشاق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همانا، دیگری داری، نگاراکه دور از خویش میداری تو ما را
۲
تو، خود گیرم، که همچون آفتابیچرا باید که روی از من بتابی؟
۳
خیالم فاسد و حالم تباهستبدین گونه سرشک من گواهست
۴
مرا حالی چو زلفت پیچ در پیچخیالی چون دهانت هیچ بر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۵