خلوتی با فردوسی
بخش ۱ - پیام شیروی به خسرو زندانی: نکوهش گناهان، خواست پوزش و فال شوم بهی
پادشاهی شیرویه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شیروی بنشست برتخت نازبه سر برنهاد آن کیی تاج آز
۲
برفتند گوینده ایرانیانبرو خواندند آفرین کیان
۳
همیگفت هریک به بانگ بلندکه ای پر هنر خسرو ارجمند
۴
چنان هم که یزدان تو را داد تاجنشستی به آرام بر تخت عاج
صفحهٔ ۱ از ۲۸