خلوتی با فردوسی
پادشاهی آزرم دخت
پادشاهی آزرم دخت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی دخت دیگر بد آزرم نامز تاج بزرگان رسیده به کام
۲
بیامد به تخت کیان برنشستگرفت این جهان جهان را به دست
۳
نخستین چنین گفت کای بخردانجهان گشته و کار کرده ردان
۴
همه کار بر داد و آیین کنیمکزین پس همه خشت بالین کنیم
صفحهٔ ۱ از ۳