خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل، چو در دام عشق منظور استدیده را جرم نیست، معذور است
۲
ناظرم در رخت به دیدهٔ دلگرچه از چشم ظاهرم دور است
۳
از شراب الست روز وصالدل مستم هنوز مخمور است
۴
دست ازین عاشقی نمیدارددایم از یار اگرچه مهجور است
صفحهٔ ۱ از ۲