خلوتی با عراقی
بخش ۲ - حکایت
فصل پنجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود مردی همیشه در گلخنگلخنش بود سال و مه گلشن
۲
گرد حمام نفس میگردیدگلخن جسم را همی تابید
۳
زان مقامش ملال پیدا شدبه تفرج به سوی صحرا شد
۴
یک دم از گلخن بدن بپریدگرد صحرای روح می گردید
صفحهٔ ۱ از ۱۷