شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

بخش ۸ - مثنوی

فصل دهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز حدیث تو من نمی‌دانمخامشی از سخن نمی‌دانم
۲
در کمند غم تو پا بستموز می اشتیاق تو مستم
۳
دیدهٔ ما، اگر چه بی‌نور استلیک نزدیک بین هر دور است
۴
ساکن است او، مگر تو بشتابیدر نیابد، مگر تو دریابی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth