شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

بخش ۲ - غزل

خاتمة‌الکتاب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل چو در دام عشق منظور استدیده را جرم نیست، معذور است
۲
ناظرم بر رخت به دیدهٔ جانگرچه از چشم ظاهرم دور است
۳
از شراب الست روز وصالجان مستم هنوز مخمور است
۴
دست از عاشقی نمی‌دارددایم از یار اگرچه مهجور است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth