خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گردون میرسد فریاد یارب یاربم شبهاچه شد یارب در این شبها غم تاثیر یاربها
۲
به دل صدگونه مطلب سوی او رفتم ولی ماندمز بیم خوی او خاموش و در دل ماند مطلبها
۳
هزاران شکوه بر لب بود یاران را ز خوی توبه شکرخنده آمد چون لبت، زد مهر بر لبها
۴
ندانی گر ز حال تشنگان شربت وصلتببین افتاده چون ماهی طپان بر خاک طالبها
صفحهٔ ۱ از ۲