شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین باداغمناک چو می‌خواهی ما را تو ، چنین بادا
۲
بر کشور جان شاهی ز اندوه دل آگاهیشادش چو نمی‌خواهی غمگین‌تر ازین بادا
۳
هر سرو که افرازد قد پیش تو و نازدچون سایه‌ات افتاده بر روی زمین بادا
۴
با مدعی از یاری گاهی نظری داریلطف تو به او باری چون هست همین بادا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth