خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتان نخست چو در دلبری میان بستندمیان بکشتن یاران مهربان بستند
۲
دعا اثر نکند کز درم تو چون راندیبه روی من همه درهای آسمان بستند
۳
مگر میان بتان روی آن صنم دیدندکه اهل صومعه زنار بر میان بستند
۴
به آشیانه نبستند عندلیبان دلاگر دو روز در این گلشن آشیان بستند
صفحهٔ ۱ از ۲