شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم که چاره غم هجران شود نشددر وصل یار مشکلم آسان شود نشد
۲
یا از تب غمم شب هجران کشد نکشتیا دردم از وصال تو درمان شود نشد
۳
یا آن صنم مراد دل من دهد ندادیا این صنم‌پرست مسلمان شود نشد
۴
یا دل به کوی صبر و سکون ره برد نبردیا لحظه‌ای خموش ز افغان شود نشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth