خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ره او چه غم آن را که ز جان میگذردکه ز جان در ره آن جان جهان میگذرد
۲
از مقیم حرم کعبه نباشد کمترآنکه گاهی ز در دیر مغان میگذرد
۳
نه ز هجران تو غمگین نه ز وصلت شادمکه بد و نیک جهان گذران میگذرد
۴
دل بیچاره از آن بیخبر است ار گاهیشکوه از جور تو ما را به زبان میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲