شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

شمارهٔ ۱۸

ماده تاریخ‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دریغ و درد که دور سپهر فاطمه رابه کام ریخت به ناکام شربت فرقت
۲
هزار حیف ازین مایهٔ عفاف که بودطراز قامت رعناش کسوت عصمت
۳
دل از متاع جهان کند از آن به آسانیکه داشت دوش و برش زیب و زینت عفت
۴
ازین سرای پرآشوب، جان آگاهشملول گشت و روان شد به خلوت جنت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth